بررسی تحلیلی و مقایسه‌ای مفهوم جوهر در فلسفه ارسطو و ملاصدرا

نوع مقاله: علمی ـ پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران.

چکیده

مساله جوهر از مسائل اصلی و محوری فلسفه است و لذا موضع هر فیلسوفی نسبت به آن، قطعا نقش تعیین کننده‌ای در کل فلسفه‌اش خواهد داشت. از طرفی مقایسه بین دیدگاهها یکی از بهترین راه‌های تحلیل و فهم رویکردهای فلسفی مختلف است و لذا نوشتار حاضر با روش کتابخانه‌ای و تحلیلی، در تلاش است که بررسی تحلیلی دیدگاه دو فیلسوف مهم تاریخ فلسفه؛ یعنی ارسطو و ملاصدرا در خصوص مفهوم جوهر را در قالبی مقایسه‌ای به انجام رساند. در نتیجه بررسی انجام شده معلوم گردید با وجود اینکه هم ارسطو و هم ملاصدرا در بحث جوهر به یک معنا دنبال واقیعت و منشاء واقعی تشخص و شیئیت شیء هستند، چیزی که حقیقتاً موجود است و سایر چیزها به تبع آن موجود شده‌اند؛ اما ارسطو نهایتاً از بین موجودات تنها از صورت به عنوان جوهر نخستین یاد می‌کند و سایر نامزدهای جوهر بودن را به معنای ثانوی جوهر می‌داند در حالی که ملاصدرا با توجه به اصالت وجود، وجود را به عنوان جوهری واحد و مشکک معرفی می‌کند که تمامی موجودات تعینات آن هستند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analytical and Comparative Consideration of the Concept of Substance in the Philosophies of Aristotle and Mullā Ṣadrā

نویسندگان [English]

  • isa mousazadeh 1
  • mostafa abedi jige 2
  • Ebrahim Alipur 3
1 PhD student, University of Tabriz, Tabriz, Iran
2 PhD student, University of Tabriz, Tabriz, Iran:
3 Assistant professor, Islamic Sciences and Culture Academy
چکیده [English]

The problem of substance has been a key and central problem in philosophy such that a philosopher’s position on this problem plays a crucial role in the whole of his or her philosophy. Moreover, the comparison among different views is one of the best ways to analyze and understand different philosophical approaches, which is why this paper employs a descriptive and analytic method to provide an analytic consideration of the views of two major philosophers in the history of philosophy—Aristotle and Mullā Ṣadra—about the concept of substance in comparative way. We conclude that both Aristotle and Mullā Ṣadrā seek to find the reality and origin of individuation and objecthood of things, seeing substance as what really exists and other things as existing in virtue of these substances, while Aristotle sees the “form” as the primary substance, holding that other candidates for serving as substance are merely secondary substances, and Mullā Ṣadrā draws on his primacy of existence (iṣālat al-wujūd) to introduce existence as a single and graded substance of which all entities are determinations.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Aristotle
  • Mullā Ṣadrā
  • substance
  • Form
  • existence
1. ارسطو. (1379). متافیزیک (مترجم: شرف‌الدین‌ خراسانی، چاپ دوم). تهران: انتشارات حکمت.
2. ابن‌ سینا. حسین بن عبدالله (1371). المباحثات (محقق: محسن بیدارفر). قم‌: بیدار.
3. ملاصدرا. محمد بن ابراهیم (1981م). الحکمة‌ المتعالیة‌ فی‌ الاسفار‌ العقیلة‌ الاربعة (ج1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6، چاپ سوم). بیروت: دار احیاء التراث العرب.
4. ملاصدرا. محمد بن ابراهیم (1360‌). الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه (مصحح: سید‌جلال‌الدین آشتیانی، چاپ دوم). مشهد: مرکز نشر دانشگاهی.
5. Aristotle. (1988). Metaphysics. In: A New Aristotle Reader. (translated by J.L.Ackrill). Oxford: Oxford Univercity Press.
6. Ross, David. (1928). The Works of Aristotle (second edi(. Oxford: Clarendon Press.