کرامت آدمی در اخلاق کانتی

نوع مقاله: تخصصی

نویسنده

استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی com

چکیده

اگر مراد از کرامت‌داشتن یکامر، ارزش ذاتی، فی‌‌نفسه و غیرابزاری آن باشد، از نظر کانت تنها آدمی است که به عنوان یک «شخص»، شایستۀ تکریم است. تکریم اشخاص انسانی علاوه بر دیگران شامل خود فرد هم می‌شود. به این جهت چاکرصفتی و چاپلوسی ممنوع است. اما معنای دقیق کرامت آدمی و غایت‌نگری به انسان چیست؟ کرامت داشتن انسان چه لوازم و پیامدهای سیاسی و حقوقی دارد؟ در این جستار با تقریر اجمالی اخلاق کانت و صورت‌بندی‌های سه‌گانۀ امر مطلق اخلاقی، تدقیق مفهوم احترام و تمایز شیء و شخص به برخی لوازم و پیامد‌های سیاسیو حقوقی ضابطۀ دوم در مورد عدالت و نظریۀ کیفری پرداخته می‌شود.

عنوان مقاله [English]

The Human Dignity In Kant’s Ethics

نویسنده [English]

  • Mahdi Akhavan
چکیده [English]

In the second  formula of categorical imperative (act so that you treat humanity, whether in yourself or any other person, always, as an end and never as a means only), Kant emphasizes upon the intrinsic equal value of each person which does, in fact, enunciate a fundamental moral, political and religious principle presupposed in the ordinary moral judgments of nearly everyone today. Intrinsic dignity of persons, first, excludes him from thingness and justice in political domain. Persons are "self-existent" ends, having worth simly because they exist. Dignity for persons not only confines the others but also oneself (self-respect &  self-regard), and therefor gives rise to duties for others and the self. Dignity for persons imply benevolence (good will) but it is not enough. Sympathy in imagination and empathy in feeling and emotion, and beneficence in practical domain is necessary. In the all , these views are based  on the practical reson not moral sense. In this paper I analyse Kant’s view and implications and presuppositions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Kant
  • second formula of categorical imperative
  • Human Dignity
  • self-respect
  • benevolence
  • beneficenc
  1. راس، دیوید، (1386) نظریۀ اخلاقی کانت، شرحی بر «تأسیس مابعدالطبیعه اخلاق»کانت، ترجمۀ محمدحسین کمالی‌نژاد، تهران: انتشارات حکمت.
  2. ریچلز، جیمز، (1378)فلسفه اخلاق، ترجمۀ آرش اخگری، تهران: انتشارات حکمت.
  3. سالیوان، راجر، (138۰)اخلاق در فلسفۀ کانت، ترجمۀ عزت‌الله فولادوند، تهران: انتشارات طرح نو.
  4. کورنر، اشتفان، (1367) فلسفه کانت، ترجمۀ عزت‌الله فولادوند، تهران: انتشارات خوارزمی.
  5. کاپلستون، فردریک، (1375)تاریخ فلسفه، ج6، ترجمۀ اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  6. کانت، ایمانوئل، (1388)درس‌های فلسفه اخلاق، ترجمۀ منوچهر صانعی دره‌بیدی، انتشارات نقش و نگار، چاپ چهارم.
  7. ـــــــ ، (1382) «دربارۀ حق فرضی دروغ گفتن به انگیزه‌های نوع دوستانه»، ترجمۀ سید حسن اسلامی، در دروغ مصلحت‌آمیز: بحثی در مفهوم و گستره آن، ص467-473، قم: مؤسسه بوستان کتاب.
  8. ـــــــ ، (1369)بنیاد مابعدالطبیعۀ اخلاق [گفتاری در حکمت کردار]، ترجمۀ حمید عنایت و علی قیصری، تهران: انتشارات خوارزمی. 
  9. O'Neill onora, (2004) ''kant: Rationality as practical Reason''(chap 6) in the Oxford Handbook of Rationality, Oxford University Press.
  10. Cummiskey, David, (1996) Kantian Consequentialism, Oxford University Press.
  11. Sullivan, J. Rajer, (1994) An introduction to kant's Ethics, Cambridge University Press.