نوع مقاله: تخصصی

نویسنده

محمد لگنهاوسن

چکیده

ده سال پس از انتشار کتاب مشهور ویلیام جیمز، با عنوان انواع تجربة دینی، تحقیق عمدة دیگری دربارة تجربة دینی از سوی هاکینگ با عنوان معنای خدا در تجربة بشری، [i] منتشر شد. این کتاب در ایام انتشارش بسیار پرنفوذ بود، اما بیشتر نویسندگان اخیر عمدتاً آن را نادیده انگاشته‌اند. در این مقاله، با معرفی دیدگاه‌های هاکینگ دربارة تجربة دینی، استدلال خواهم کرد که دیدگاه‌های وی شایسته توجه دوباره است.
هرچند هاکینگ را معمولاً در فهرست ایدئالیست‌های امریکایی قرار می‌دهند، اما وی نقدهای متعددی را بر هگل پذیرفته و بازگو می‌کند: نظیر این نقد که امر مطلق هگل (the Hegelian Absolute) جایگزینی برای خدا نیست و تأملات فلسفی نیز جایگزینی برای عبادت خدا نیستند. از سوی دیگر، هاکینگ نقد هگل بر الاهیات مبتنی بر احساس را پذیرفته و به شرح ‌و بسط آن می‌پردازد. هنگامی که هگل و شلایرماخر، هر دو در دانشگاه برلین بودند، هگل به‌تندی، الاهیات مورد نظر شلایر‌ماخر را، به‌عنوان نوعی خردستیزی، نقد می‌کرد. هاکینگ نیز به ‌همین ترتیب، ویلیام جیمز را به‌دلیل بی‌اعتنایی به نقش عقل و مفهوم‌پردازی در حیات دینی به‌باد انتقاد می‌گیرد.



[i]. William, E. Hocking, The Meaning of God in Human Experience: A Philosophy Study of Religion (New Haven: Yale University Press,1912).
ویراست تجدید‌نظر شدة این کتاب در سال 1924، در وایتفیس و از سوی انتشارات کسینجر به سال 2003 تجدید چاپ شد. هر‌چند هاکینگ فارغ‌التحصیل هاروارد است و بخش زیادی از کار تعلیمی خود را در آن‌جا به‌انجام رسانده، اما پیش از ورود به دانشکدة فلسفه در هاروارد (در سال 1914) در ییل و مؤسسات دیگری نیز به تدریس پرداخت. (در این مقاله شمارة صفحاتی که به کتاب معنای خدا در تجربة بشری ارجاع شده در درون متن و در داخل پرانتز با عدد انگلیسی آمده است.)

عنوان مقاله [English]

نگاهی به دیدگاه هاکینگ دربارة تجربة دینی

نویسنده [English]

  • mohammad leghenhousen

[1]. William, E. Hocking, The Meaning of God in Human Experience: A Philosophy Study of Religion (New Haven: Yale University Press,1912).

ویراست تجدید‌نظر شدة این کتاب در سال 1924، در وایتفیس و از سوی انتشارات کسینجر به سال 2003 تجدید چاپ شد. هر‌چند هاکینگ فارغ‌التحصیل هاروارد است و بخش زیادی از کار تعلیمی خود را در آن‌جا به‌انجام رسانده، اما پیش از ورود به دانشکدة فلسفه در هاروارد (در سال 1914) در ییل و مؤسسات دیگری نیز به تدریس پرداخت. (در این مقاله شمارة صفحاتی که به کتاب معنای خدا در تجربة بشری ارجاع شده در درون متن و در داخل پرانتز با عدد انگلیسی آمده است.)

[1]. دربارة چگونگی روابط میان هگل و شلایر‌ماخر نک:

Terry Pinkard, Hegel: A Biography Cambridge Cambridge University Press, 2000.

[1]. ویلیام جیمز در نیو همپشیر (New Hampshire) در تاریخ 26 آگوست سال 1910 درگذشت و مراسم تشییع جنازة او به مدت 4 روز در هاروارد برپا بود.

[1]. هاکینگ اولین دانشجوی امریکایی بود که در شهر گوتینگن و در اواخر سال 1902، به شاگردی نزد ادموند هوسرل مشغول شد. البته، مشاوران هاکینگ در هاروارد از وی می‌خواستند که دست از شاگردی هوسرل، که در آن ایام فردی ناشناخته و نه‌چندان مهم بود، بردارد.

[1] .Edgar Sheffield Brightman, A Philosophy of Religion (New York: Prentice Hall, 1947), 416 n.

[1]. See Charles Hartshorne, Creativity in American philosophy (Albany: SUNY Press 1948).

[1]. Bruce Wilshire, The Primal Roots of American Philosophy (University Park: The Pennsylvania State University Press, 2000), p. 140.

[1]. رابرت فورمن (Robert K. C. Forman) ساخت‌گرایی را این‌گونه تعریف می‌کند: «ساخت‌گرایی دیدگاهی است که می‌گوید «شاکلة مفهومی و زبان‌شناختی عارف، تعیین‌کننده، شکل‌دهنده و/یا سازندة تجارب عرفانی اوست». نک:

Mysticism, Mind, Consciousness, (Albany: SUNY Press, 1999),p. 1.

[1]. William P. Alston, Perceiving God (Ithaca: Cornell University Press, 1991), p. 16, fn. 5.

[1]. در این‌جا مقصود از کلمة subjective ذهنی نیست، بلکه روانی است.

[1]. این نکته را خانم سوزان هریسون (Susan Harrison) در همایش وحی و حجیت، در قم، در تاریخ 15 فوریه 2004 در مقاله‌ای با عنوان «وحی و تجربة شخصی» که در آن به بررسی کتاب زیر پرداخته بود، بیان داشت:

Avery Dulles, Models of Revelation (Maryknoll: Orbis Books, 1992).

[1]. این نکته و اشاره‌های ضمنی دیگر با عمق بیشتری توسط هاکینگ در منبع زیر آمده است:

The Meaning of God in Human Experience (New Haven:Yale University Press, 1912; reis- sued 1967 with a new preface by John E. Smith), Chap. XXII.

John E. Smith, Experience and God (New Yovk: Fordham University press,1995), p. 114.

[1]. در این‌جا مقصود ازomnipotent الزاماً قادر نیست.

[1]. Clifford Geertz, Available Light (Princeton: Princeton University Press, 2000), p. 184, also 169;

همین نکته را چارلز تیلور در کتاب زیر بیان کرده است:

Charles Taylor, Varieties of Religion Today (Cambridge: Harvard University press, 2002), p. 24.