نوع مقاله: تخصصی

نویسنده

چکیده

ادیان بزرگ الهى، در
مراتب متفاوت، در عین حال هم کاملند و هم ناقص: کاملند به سبب محتواى مطلق یا
طریقتشان; و ناقصند به سبب رمزپردازى خاص یا شریعتشان. اما حتى این شریعت هم
همواره در بردارنده عناصرى است که بازسازى حقیقت کامل را ممکن مى‏سازد. مثلا در
اسلام، یکى از این عناصر اندیشه نسبیت‏بهشت و دوزخ یا ابدى نبودن آنها است که به
شیوه‏هاى گوناگونى بیان شده است. قرآن یادآورى مى‏کند که مرحومان و مغضوبان به
ترتیب در بهشت و دوزخند، مادام که آسمانها و زمین برپایند، مگر بخواهد (2) .
بدین‏سان جاودانگى مورد بحث از دو لحاظ نسبى است. اما در باب بهشت مى‏توانیم این
سخن پیامبر(ص) را نیز نقل کنیم: خدا (به اهل بهشت) خواهد گفت: آیا راضى هستید؟
آنان پاسخ خواهند داد: چرا راضى نباشیم، [حال آن که] مى‏بینیم به ما چیزى داده‏اى
که به هیچ مخلوقى نداده‏اى؟ آنگاه خدا خواهد گفت: به شما بهتر از آن را خواهم داد.
آنان خواهند گفت: پروردگارا، چه چیزى بهتر است؟ آنگاه خدا خواهد گفت: رضوان خود را
بر شما خواهم افکند و از این پس هرگز بر شما خشم نخواهم گرفت. (3) این سخن، یادآور
این آیه قرآن است: رضوان خدا بزرگتر (از بهشت) است (4) . به این سخن صوفیان نیز
باید اشاره کنیم که مى‏گویند بهشت زندان عارفان است

عنوان مقاله [English]

ملاحظاتى چند در باب یکى از مسائل آخرت*

نویسنده [English]

  • Frithjof Schuon

*.مشخصات کتابشناختى اصل این مقاله چنین است:
, .10.Ch ,)1969 ,.Ltd Unwin and Allen George :London( ,Townsend .N.P by.tr ,Islam of Dimensions ,Frithjof ,Schuon
1. این مطلب خطاب به حضرت محمد(ص) است.
2. خالدین فیها مادامت السموات والارض الا ماشاء ربک ان ربک فعال لمایریدء و اما الذین سعدوا ففى الجنه خالدین فیها مادامت السموات والارض الا ماشاء ربک عطاء غیر مجذوذء قرآن کریم، سوره هود، آیات‏107 و 108.
3. قال النبى(ص): ان الله یقول لاهل الجنه: یا اهل الجنه... هل رضیتم؟ فیقولون: ومالنا لانرضى یا رب وقد اعطیتنا مالم تعط احدا من خلقک. فیقول: الا اعطیکم افضل من ذلک. فیقولونن: یارب واى شى‏ء افضل من ذلک فیقول: احل علیکم رضوانى فلاسخط علیکم بعده ابدا. صحیح بخارى، باب کلام الرب مع اهل الجنه، حدیث‏1.
4. ورضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم، قرآن کریم، سوره توبه، آیه‏72.
5. کل شى‏ء هالک الا وجهه والیه ترجعون، قرآن کریم، سوره قصص، آیه‏88. نیز انجیل [مى‏گوید]:
آسمان و زمین زایل مى‏شود لیکن سخنان من زایل نخواهد شد (لوقا، 21، 33).
6. عبدالقادر گیلانى مى‏گوید: به جاى دوزخ، هنگامى که خاموش شده است، درخت‏سبزى سر بر خواهد آورد به نام جرجر، صو بهترین رنگهاى بهشت‏سبز استش، در مقابل سرخى آتش.
7. این امر یک تعارض ظاهرى را در قرآن توجیه مى‏کند که، با این که بهشت را محدود کرده است‏به صمادام که آسمانها و زمینها برپایندش بلافاصله اضافه مى‏کند که بهشت صموهبتى است که قطع نخواهد شدش.
8. اینها تعابیر عرفان اسلامى‏اند، چرا که اصطلاح قرآنى براى صبهشتش صباغش است; چه به صورت مفرد و چه به صورت جمع (جنة، جنات)
9. مسیحیت همین کلید را در این سخن عیسى دارد صکسى نیکو نیست جز خدا فقطش (مرقس، 10، 18) این جمله شامل کل آموزه ربط موجودات مشروط با ذات مطلق است و در نتیجه ابدى نبودن حالات مخلوق را بیان مى‏کند: بهشت، چون خدا نیست، نمى‏تواند صنیکوش باشد، بدین‏سان بهشت، هنگامى که در مقیاس صحیاتهاى برهمهش و در ارتباط با صبیرون ایستادنش لحاظ شود، از سر ضرورت ناپایدار است.
10. این اصطلاح ارزشى کامل و ثابت دارد که نه تنها مستقل از تمایز ثانوى و مشروط نیروانا از پارانیروانا است، بلکه مستقل از مراتب جهانى متفاوت صانهدام‏هاشست.
11. و اینک شباهت دیگرى: سامیاکسام‏بودا، در نتیجه عظمت‏شایستگى‏ها و معرفتش، بهشتى را که در حاشیه تناسخ جاى دارد، در محور نیروانایى، به وجود مى‏آورد; مسیح، پیش از ترک جهان، با حواریون درباره صمکانیش سخن مى‏گوید که صدر خانه پدرشش برایشان آماده خواهد کرد.
12. یک متن هندو در توصیف رحمت عام الهى مى‏گوید: تمس به رجس، و رجس به ستوه مبدل خواهد شد. در مکاشفه قدیس پطرس، مسیح پس از زنده شدنش از رحمت عام الهى سخن مى‏گوید و در عین حال از افشاى این آموزه منع مى‏کند، به خاطر آن که انسانها بیش از این گناه نکنند; واقعا فقط منطقى است که این آموزه در تعلیم رایج کلیسا حفظ نشده است. در روزگار ما، حداقل از حیث مناسب حال بودن حقایق خاصى، گرچه نه از حیث اصول عقاید، شرایط کاملا متفاوت است.
13. مسیح گفت: صعمارتهاى بسیار در خانه پدر من استش. قدیس ایرنائوس هنگام بازگو کردن آموزه‏اى که طبق آن برخى وارد ملکوت و دیگران وارد بهشت زمینى، و دیگران باز وارد اورشلیم آسمانى خواهند شد به این گفته اشاره مى‏کند. همه منجى را خواهند دید، اما به طرق متفاوت و مطابق با مرتبه مقامشان.
14. ملتقاى آخرت‏شناسى توحیدى و صتناسخ‏گراییش هندى درتوحید در مفاهیم برزخ و دوزخ، و نیز در صرستاخیز ابدانش، که در آن به موجود، فردیتى جدید داده نمى‏شود، نهفته است.