آیا مى‏توان میراث عقلى اسلامى را احیا کرد؟

نوع مقاله: تخصصی

نویسنده

چکیده

منظور من از عبارت «میراث عقلى اسلامى‏»، (Islamic Intellectual Heritage) طرز فکرهایى درباره خداوند، جهان و انسان است که شالوده آن به‏وسیله قرآن و پیامبر(ص) پى‏ریزى، و سپس به وسیله نسلهاى مسلمان متدین و متشرع تکمیل شده است. اصطلاح Intellectual ] »را براى ترجمه واژه عقلى به کار مى‏برم و با آن مى‏خواهم این میراث را از میراث دیگرى که ارتباط نزدیکى با آن دارد و آن‏نیزداراى ابعاد نظرى و فکرى است، متمایز کنم. این میراث دوم، میراث نقلى، (transmittedheritage) نام دارد.
معرفت نقلى، (transmitted knowledge) با تقلید آموخته مى‏شود; یعنى با پیروى از حجیت، (Authority) صاحبان حجیت. این گونه معرفت‏شامل تلاوت قرآن، حدیث، صرف، نحو و فقه است. مسلمان بودن بدون تقلید کردن غیرممکن است. زیرا به تنهایى نمى‏توان قرآن و یا احکام شریعت را کشف کرد. همان‏گونه که زبان را با تقلید مى‏آموزیم، قرآن و احکام اسلامى را هم با تقلید از کسانى که بدانها علم دارند، مى‏آموزیم و کسانى را که مکلف به حفظ این میراث نقلى هستند، «عالم‏»، (knower) مى‏نامیم.
در علوم نقلى «چون و چرا» کردن نامناسب است. اگر کسى از چرایى چیزى پرسش کند، پاسخ این است که قرآن چنین مى‏گوید; یا این‏که صرف و نحو، قواعد سخن گفتن درست را تعیین مى‏کند. به‏عکس، تنها راه یادگیرى علوم عقلى، فهم آنهاست. نمى‏توان علوم عقلى را با قبول آن براساس حجیت گفته‏هاى بزرگان آموخت. علوم عقلى شامل ریاضى، منطق، فلسفه و بخش عمده‏اى از الهیات است، و در مقام یاد گرفتن آنها «چرا»، مهم‏ترین و اساسى‏ترین مساله است. اگر کسى چرایى چیزى را نفهمد، به ناچار باید از حجیت کسى تقلید کند. معقول نیست که براساس نقل کسى، بپذیریم که دو به اضافه دو با چهار برابر است; فرقى نمى‏کند که منبع این خبر تا چه حد موثق باشد. یا آن را مى‏فهمید و یا نمى‏فهمید. هدف اینجا تقلید نیست، بلکه تحقیق است و تحقیق را مى‏توان به «بررسى‏» یا «فهم و دریافت‏» ترجمه کرد.


عنوان مقاله [English]

آیا مى‏توان میراث عقلى اسلامى را احیا کرد؟

نویسنده [English]

  • William Chittick
پى‏نوشتها:
* عنوان این مقاله عبارت است از:
Can the Islamic Intellectual Heritage be Recovered ? که توسط پروفسور چیتیک در اختیار مجله قرار گرفت و از ایشان بسیار سپاسگزاریم، و نیز از آقاى دکتر لگنهاوزن نیز بسیار سپاسگزاریم که امکان ارتباط را برقرار کردند. گفتنى است که ترجمه توسط استاد مصطفى ملکیان ویراستارى شد.
1. در این مقاله، منظور من از theology ] »صرفا کلام نیست، بلکه مبادرت به تفکر کامل درباره خداوند است; چنانکه در طول تاریخ اسلامى در وجوه مختلف جا افتاده است. از این منظر، الهیات سه وجه مهم دارد: «فلسفه‏»، «تصوف نظرى‏» یا عرفان و «کلام‏». از این سه وجه، کلام براى پرداختن به مسائل فکرى امروزى مناسبت کمترى دارد. هم فلسفه و هم تصوف نظرى به مسائل اساسى‏تر نفس، (self) و واقعیت مى‏پردازند و برخلاف کلام ضرورت ندارد که طرز تلقى جدلى داشته باشند.
2. براى آگاهى بیشتر در باب این سه بعد، که ریشه داشتن عمیق آنها را در قرآن و حدیث نشان مى‏دهد، ببینید:
S. Murata and W. Chittick, The Vision of Islam (New York: Paragon, 1994).
3. براى مطالعه نقدى تامل‏برانگیز از روشهاى موذیانه‏اى که در آن، تلویزیون موجب تضعیف عقل و آزادى انسان مى‏شود، نگاه کنید به:
Jerry Mander, Four Arguments for the Elimination of T.V. (New York: Quill, 1978).
4. قرآن غالبا کلمه «خدا» (اله به جمع آلهه) را در این معنا به کار مى‏برد. براى نمونه به این آیه توجه کنید: ارایت من اتخذ الهة هواه... (25/43) و ببینید:
Murata and Chittick, Vision, pp.ff47.
5. Pennsylvania State University Press, 1996
6. نمى‏خواهم وانمود کنم که اصولا ضد تکنولوژى هستم، بلکه با عبادت هر خدایى که مردم را از درک این که چه کسى هستند، دور کند، مخالفم. براى دیدن نقدهاى عمیق و وسیع از شیوه‏هاى متفاوتى که در آنها، تکثیر تجدد خصوصا تکثیرى که در تکنولوژى تجسم یافته، موجب جهل نسبت‏به موقعیت انسان مى‏شود، نگاه کنید به نوشتارهاى ایوان ایلیچ، (Ivan Illich) ،و براى آگاهى از دیدگاه الهیات مسیحى در این باره، به آثار ژاک ایلول، (Jacques Ellul) مراجعه کنید.