تعمّق, فرونگرى یا فرانگرى؟

نوع مقاله: تخصصی

نویسنده

استادیار دانشگاه تهران (پردیس قم).

چکیده

براى اطلاع خوانندگان محترم مجله وزین نقدونظر باید عرض کنم که در شماره پاییز و زمستان 1382 آن مجله, به بررسى حدیث (اقوام متعمقون) پرداختیم و براساس احادیثى که واژه تعمّق و مشتقات آن را به کار برده اند, و نیز قرائن داخلى حدیث اثبات کردیم که تعمّق در احادیث مفهومى منفى دارد و به معناى از حدّ گشتن است. در شماره بهار و تابستان 1383 جناب حجةالاسلام والمسلمین عسکرى سلیمانى اشکالاتى را بر این مقاله وارد کردند. بنده نیز در همان شماره به این اشکالات پاسخ دادم. براى نوشتن این پاسخ گذشته از بررسى اشکالات, اصل مسأله نیز دوباره بررسى شد و پس از بررسى, نگارنده نه تنها هیچ یک از اشکالات را وارد ندانست, بلکه شواهد جدیدى را نیز یافت که بخشى از آنها همراه با پاسخ به اشکالات در دفاعیه ذکر شد.
مهم ترین بخش جدیدى که در مقاله دوم اضافه شد بررسى لغوى واژه تعمّق بود. در این بررسى به این نتیجه رسیدیم که در لغت عرب هم تعمّق به معناى منفى افراط در کار و در جایى که فایده اى در بر ندارد, به کار مى رفته است, هرچند در مورد بحث لغوى ادعاى عمومیت و اطلاق نکردیم, بلکه ادعاى موارد متعدد یا نوع استعمال یاحداقل استعمال در برخى موارد کردیم. در آن مقاله پس از نقل شواهد لغوى آورده بودیم: (بدین سان, در لغت عرب هم, دست کم برخى از تعمّق ها, اگر نگوییم نوع تعمّق, حماقت دانسته شده, و حماقت در جایى است که انسان کارى را مى کند که سودى ندارد, با این حال, بر آن کار اصرار دارد. و این همان افراط و از حدّ معقول و صحیح گذشتن است).1 با تتبّع دوباره در احادیث, حتى یک مورد هم یافت نشد که تعمّق به معناى مثبت و امروزى به کار رفته باشد. بنابراین, ادعا کردیم که مفهوم تعمّق در همه احادیث یافت شده معنایى منفى دارد. بدین سان اگر فرض کنیم در حدیث (اقوام متعمقون) معناى تعمّق از خود حدیث روشن نیست, باید به قرینه خانواده این حدیث, حکم کرد که در این حدیث نیز معنا همان است که در احادیث دیگر قصد شده است. گذشته از این که از خود حدیث و قرائن داخلى آن نیز روشن است که تعمّق معناى منفى دارد.

عنوان مقاله [English]

تعمّق, فرونگرى یا فرانگرى؟

نویسنده [English]

  • Reza Berenjkar
چکیده [English]

براى اطلاع خوانندگان محترم مجله وزین نقدونظر باید عرض کنم که در شماره پاییز و زمستان 1382 آن مجله, به بررسى حدیث (اقوام متعمقون) پرداختیم و براساس احادیثى که واژه تعمّق و مشتقات آن را به کار برده اند, و نیز قرائن داخلى حدیث اثبات کردیم که تعمّق در احادیث مفهومى منفى دارد و به معناى از حدّ گشتن است. در شماره بهار و تابستان 1383 جناب حجةالاسلام والمسلمین عسکرى سلیمانى اشکالاتى را بر این مقاله وارد کردند. بنده نیز در همان شماره به این اشکالات پاسخ دادم. براى نوشتن این پاسخ گذشته از بررسى اشکالات, اصل مسأله نیز دوباره بررسى شد و پس از بررسى, نگارنده نه تنها هیچ یک از اشکالات را وارد ندانست, بلکه شواهد جدیدى را نیز یافت که بخشى از آنها همراه با پاسخ به اشکالات در دفاعیه ذکر شد.
مهم ترین بخش جدیدى که در مقاله دوم اضافه شد بررسى لغوى واژه تعمّق بود. در این بررسى به این نتیجه رسیدیم که در لغت عرب هم تعمّق به معناى منفى افراط در کار و در جایى که فایده اى در بر ندارد, به کار مى رفته است, هرچند در مورد بحث لغوى ادعاى عمومیت و اطلاق نکردیم, بلکه ادعاى موارد متعدد یا نوع استعمال یاحداقل استعمال در برخى موارد کردیم. در آن مقاله پس از نقل شواهد لغوى آورده بودیم: (بدین سان, در لغت عرب هم, دست کم برخى از تعمّق ها, اگر نگوییم نوع تعمّق, حماقت دانسته شده, و حماقت در جایى است که انسان کارى را مى کند که سودى ندارد, با این حال, بر آن کار اصرار دارد. و این همان افراط و از حدّ معقول و صحیح گذشتن است).1 با تتبّع دوباره در احادیث, حتى یک مورد هم یافت نشد که تعمّق به معناى مثبت و امروزى به کار رفته باشد. بنابراین, ادعا کردیم که مفهوم تعمّق در همه احادیث یافت شده معنایى منفى دارد. بدین سان اگر فرض کنیم در حدیث (اقوام متعمقون) معناى تعمّق از خود حدیث روشن نیست, باید به قرینه خانواده این حدیث, حکم کرد که در این حدیث نیز معنا همان است که در احادیث دیگر قصد شده است. گذشته از این که از خود حدیث و قرائن داخلى آن نیز روشن است که تعمّق معناى منفى دارد.

1. نقدونظر, سال نهم, شماره اول و دوم, بهار و تابستان 1383, ص506.
2. همان, ص504.
3. همان, ص504 ـ507.
4. همان, ص480.
5. همان.
6. همان, ص487.
7. وسائل الشیعه, ج20, ص35.
8. المیزان, ج19, ص53.
9. همان.
10. توحید صدوق, ص69.
11. همان, ص32.