خدا و معناى زندگى

Document Type : Professional

Author

Abstract

انسان موجودى هدف مند است, و زندگى او در صورتى معنادار مى شود که هدف واقعى اش را بشناسد و به دنبال آن برود, به گمان من, هدف او جز از راه ارتباط با خدا محقق نمى شود. بنابراین, زندگى او جز از راه ارتباط با خدا و جلب رضایت او معنا پیدا نمى کند. و تنها تحقّق هدف خدا از سوى انسان مى تواند سرچشمه معناى زندگى او باشد. اگر کسى این راه را نپیماید, زندگى او در واقع, پوچ و بى معناست, اگرچه خود از آن احساس رضایت کند, مانند کسى که تنبلى و سربار دیگران شدن را براى خودش افتخار بداند و از آن احساس رضایت کند. هرکس بیش تر رضایت خداى متعال را جلب کند, زندگى اش معنادارتر خواهد شد. در این مقاله سعى کرده ایم ابتدا شمایى کلى از این مدعا با بیان ویژگى هاى خدا, انسان, معناى زندگى, و رابطه اش با خدا ارائه دهیم, سپس اشکالات وارده بر این مدعا را که در مقاله (آیا هدف خداوند مى تواندسرچشمه معناى زندگى باشد؟) ذکر شده, پاسخ دهیم.

پى نوشت ها:
* مشخصات کتاب شناختى این مقاله چنین است:
تدئوس متز, (آیا هدف خداوند مى تواندسرچشمه معناى زندگى باشد؟), نقد و نظر, ش 29 ـ 30, بهار و تابستان 1382, ص 149 ـ 183 .
1. همان, ص173.
2. همان.
3. همان, 174.
4. لازم مى دانم از استاد ارجمند مصطفى ملکیان که با حوصله تمام کل مقاله را از نظر گذرانده و در جاى جاى آن متذکر نکاتى شده اند که بر غناى بحث افزوده است, سپاس گزارى کنم.
5. همان, ص173.
6. همان, ص14 ـ 17.
7. ذاریات(51) آیه 56.
8. همان, ص 150 ـ 151.
9. همان, ص 156 ـ 157.
10. همان, ص 158.
11. همان.
12. همان.
13. همان, 159.
14. بینه(98) آیه 6.
15. همان, ص 159.
16. همان, ص 160.
17. همان.
18. همان, ص 161.
19. نحل(16) آیه 90.
20. بقره(2) آیه 193.
21. همان, ص 163.
22. همان.
23. همان, ص 165.
24. همان, 165 ـ 166.
25.صافات(37) آیه 96. ذکر آیه از آن روست که روشن شود که براى متدینان به ادیان الهى راه حل ذکر شده غیر قابل قبول است.
26.انفال(8) آیه 17.
27. ممکن است این پرسش مطرح شود که خود اراده هم از ممکن الوجودها و از امور شدنى است. بنابراین, معلول علت تامه و مفیض خودش است. خواهیم گفت که چنین است و بنابراین, معلول خداست, اما این که رابطه خود انسان نسبت به اراده اش چگونه است, آیا جبرى است یا ارادى و یا اختیارى, بحث جداگانه اى مى طلبد. روشن است که اراده ما جبرى نیست; یعنى تحمیل در اراده کردن وجود ندارد. بنابراین, اراده یا ارادى است یا اختیارى. و اراده فعل اختیارى است, زیرا فعل اختیارى اعم از فعل ارادى است. هر فعل ارادى اختیارى است, اما ممکن است فعلى اختیارى باشد و ارادى نباشد, و استناد خود اراده به انسان به دلیل امتناع تسلسل در اراده ها, ارادى نیست, پس اختیارى است.
28. همان, ص 165 ـ 166 .
29. همان, ص168.
30. همان, ص168ـ169.
31. همان, ص171.
32. همان, ص173.
33. همان, ص175.
34. همان, ص174.
35. همان, ص175.
36. من در این بحث مدیون تحقیقات دوست دانشمندم جناب آقاى عبدالرسول عبودیت هستم که با بزرگ وارى جزوه درسى شان را اختیارم گذاشتند.
37. ذاتى در این موارد به معناى ذاتى باب برهان است که اعم از ذاتى باب ایساغوجى است.
38. همان, ص 176.
39. تفصیل اثبات وجود خدا از طریق عنوان کامل مطلق را مى توانید در: عسکرى سلیمانى امیرى, (وجود کامل مطلق), مجله معرفت, شماره 16, بهار 1375; (وجود کامل مطلق), مجله معرفت, شماره 29, تابستان 1378, جویا شوید.
40. نقدونظر, ش 29 ـ 30, ص176.
41. همان.