تاریخ‌مندى دانش کلام

Document Type : Professional

Author


 
1. شهرستانى. الملل والنحل (دو جلد)، مکتبة صبیح، قاهره، بى‏تا. علی سامی النشار، نشاة الفکر الفلسفی فی الاسلام (سه جلد)، دارالمعارف 1966. حسن حنفی، من العقیدة الى الثورة، جلد نخست، المقدمات النظریة، الفصل الثانى: بناء العلم، ص‏141227.
2. «تاریخ‏باورى (Historicism) گرایشى در فلسفه و علوم انسانى است که با توجه به سیر تاریخى تکوین پدیده‏هاى اجتماعى، معناى آنها را روشن مى‏کند. و نیز فلسفه‏اى است که به تاریخ اصالت مى‏دهد و تاریخ انسان و حتى تاریخ وجود را داراى سیر تکوینى کمال یابنده و متوجه به جهتى خاص مى‏داند (همچون هگل و مارکس)» به نقل از داریوش آشورى. ر.ک: کاپلستون، فردریک. تاریخ فلسفه، ج‏7، تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى و انتشارات سروش، 1367، ص‏435. (مترجم)
3. مانند: «مقالات الاسلامیین واختلاف المصلین‏» اشعرى (330ه)، «التنبیه والرد على اهل الاهواء والبدع‏» ملطى شافعى (377ه)، «التمهید فى الرد على الملحدة والمعطلة والرافضة والخوارج والمعتزله‏» باقلانى (403ه)، «الفرق بین الفرق‏» بغدادى (429ه)، «الفصل‏» ابن‏حزم (456ه)، «اعتقادات فرق المسلمین والمشرکین‏» رازى (606ه)، «فرق الشیعة‏» نوبختى و....
4. مانند: «طبقات المعتزله‏» بلخى (319ه) و قاضى عبدالجبار (415ه) و حاکم حبشى (494ه).
5. حسن حنفى: «من العقیدة الى الثورة‏» جلد نخست «المقدمات النظریه‏» باب سوم: بناءالعلم، ص‏227-141.
6. همان، جلد دوم، توحید.
7. همان، جلد سوم، عدل.
8. همان، جلد چهارم، نبوت و معاد.
9. همان، جلد پنجم، ایمان و عمل و امامت.
10. نگاه کنید به دو بحث من «چرا مبحث انسان از میراث کهن ما غایب است؟» و «چرا مبحث تاریخ از میراث کهن ما غایب است؟» در: دراسات اسلامیه، ص‏456-393، الانجلو المصریة، قاهره، 1981.
11. «من العقیدة الى الثورة‏» المجلد الاول: المقدمات النظریة، الفصل الثالث، نظریه العلم، ص‏409-231.
12. همان، جلد نخست، فصل چهارم، نظریه وجود، ص‏636-411. الازهر مبحث وجود را از ماده درسى علم کلام حذف ساخته و دانش کلام را از نظریه ذات و صفات و افعال و بر پایه روش تصویب شده سال 1936، قانون شماره 26، آغاز مى‏کند. ر.ک: الایجى، مواقف، عالم الکتب، بیروت، بى‏تا، ص‏122-78 و 156 و200.
13. شاید درست این باشد که بگوییم درستى آن را اثبات کند و ناراستى نقیض آن را نیز اثبات نماید زیرا اگر درستى آن اثبات شود ولى ناراستى نقیضش نفى گردد، بناچار در یکى از این اثبات و نفیها خللى هست. (مترجم)
14. حسن حنفى. «التراث والتجدید»، موقفنا من التراث القدیم، القاهرة، المرکز العربى للبحث والنشر، 1980، ص‏171-157.
15. ر.ک: پژوهش من: کبوة الاصلاح در «دراسات فلسفیة‏» ص‏190-177 الانجلو المصریة القاهره 1987.
16. من العقیدة الى الثورة: جلد سوم، العدل، فصل نهم، خلق الافعال ص‏5381.
17. همان، فصل هشتم، العقل الغائى ص‏591-383.
18. همان.
19. همان، فصل نهم، تطور الوحى (النبوة) ص‏19-53.
20. همان، فصل دهم، مستقبل الانسانیة (المعاد)، 607-321.
21. همان، فصل یازدهم، النظر والعمل (الاسماء والاحکام)، ص‏61-51.
و نیز پژوهش من درباره اندیشه دینى و دوگانگى شخصیت در «القضایا المعاصره‏» ج‏1، فى فکرنا المعاصر ص‏127-111 دارالفکر العربى، القاهره، 1976.
22. «من العقیدة الى الثورة‏» جلد پنجم. فصل دوازدهم: الحکم والثورة (الامامة)، 336-163.
23. همان، جلد پنجم، الامامة فى التاریخ، انهیار ام نهضة، ص‏391-336.
24. همان، جلد پنجم، من الفرقة العقایدیة الى الوحدة الوطنیة، 391-336.